ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
394
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
او قرار گرفتم ، رشيد گفت : اى سهل ، هر كه نعمت مرا ضايع گرداند و از سفارش من بيشتر رود ، و جانب مرا مراعات نكند او را عقوبت خواهم كرد . سهل گفت : بر خودت مسلط باش ، و خود را اندوهگين مساز ، نياز تو باعث گرديده است تا نزد تو آيم و نزد تو بمانم تا نيازت را بر آورده سازم ، پيش از آن كه زبان گشايى و سخنى را بر زبان آورى مىتوانى تنها به اشارهاى خود را خلاص گردانى ، سهل سپس بيتى از جعفر را به اين قرار خواند : كسى را كه زيبايى او را تأديب نمىگرداند مجازات كردن وى برايش بهتر است سهل گفت : به خدا سوگند در آن موقع تصور آن را كه بتوانم پاسخ رشيد را بدهم ، نداشتم ، من نيز در بزرگداشت وى كوتاهى نكردم و بر دستان وى بوسه زدم . رشيد سپس به سهل گفت : برو ، تو را به جاى يحيى بن خالد گماشتهام ، و آنچه را كه فرزندان وى نيز در اختيار داشتهاند به تو مىسپارم ، برو و كارهاى آنان را به خوبى مورد بررسى قرار ده و دخترهاى آنان را به نيكى درياب . سهل گفت : در آن هنگام همچون كسى بودم كه از كفن بيرون آمدهام و از زندان خلاص شدهام . وقتى كه دارايى خاندان جعفر را بررسى كردم ، مقدار آن را 20 ميليون دينار يافتم ، پس از آن هارون فرمان داد تا دارايى آنان را نزد وى بفرستم و در فرمان ديگر ، جسد جعفر را بر سه بخش كردند و بالاى درختان نصب و سر او را بالاى پل مقابل رودخانهء فرات بر دار كردند . سهل گويد : وقتى كه نزديك بغداد رسيديم . همان پلى كه جسد جعفر در كنار آن آويزان شده بود هويدا گشت وقتى كه به صورت جعفر نگريستم گويى خورشيد روى نموده است ، من در سمت راست وى قرار گرفتم و عبد الملك بن فضل نيز در سمت چپ او . وقتى كه رشيد به جنازهء جعفر نگاه كرد ، موى سرش راست شد و رنگ صورتش به سياهى گراييد و چشمانش تار گرديد . عبد الملك بن فضل گفت : او آن قدر گناه داشت كه عفو امير المؤمنين نيز آنها را نمىپوشاند . رشيد گفت : او دچار خود خواهى و غرور شده بود تا جايى كه وجودش را پر كرده بود . سهل گفت : او به راه خود رفت و به آرزوى خود رسيد و هر كه در آينده آيد بزرگى وى را خواهد شناخت . سهل گفت : رشيد فرمان داد تا اموال آنان را گرد آورند ، دارايى آنان بالغ بر 12 ميليون دينار مىشد ، آنان اين دارايىها را با تمام تاريخ و سرگذشت آن يادداشت كرده بودند و چگونگى آن را نيز يادآور شده بودند . مادر جعفر بن